عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
54
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
هنگام زيارت از دور خضوع مينمايند كه اگر تقرب جويند پسرشان كور و رنجور بظهور رسد . لهذا آن كوه به دختران بكر موسوم است . و كوه دره گاويه ، و كوه پىشيرده و آن كوهى است عظيم آنطرفش درههاى بزرگ سبز و خرم و چشمههاى آب گوارا كه هريك مانند جنگلى است از اشجار انار و انجير و غيره ، من جمله درهء ويسكان است كه سراشيب ميرود الى دهنهء رودخانهء همزر كه ابتداى جلگهء قريهء مشكان و ساير گرمسيرات است و كوه سمت « 1 » قلهايست واسطهء فيما بين گردنهء كوه مزبور و قريهء قه و بر فراز آن قلعهء سنگى و خانهها و سنگرها ساختهاند كه هرگاه ناامنى و تاخت و تاراجى اتفاق افتاد اهل آن قريه ما يملك خود را به آن قلعه برده از يكطرف گردنهء كوه پى شير ده كه محل ورود حوادث و آمد شد گرمسير است حراست نمودند و از يكطرف جاده رودخانه و راه كاشان چنان است كه هرگاه چهار نفر تفنگ چى در آن قله سنگردارى و مراقبت بنمايند چهار هزار كس نتوانند به آن قريه [ 50 پ ] تاختن كنند ، نه از طرف ويسكان و نه از طرف كاشان چنان كه كلبعلى خان خلج بعد از فوت كريمخان زند غفلة از همين راه ويسكان آمد و قه را تاخت كرد و زنها را اسير نمود . و كوه بنار ، و آن كوهى است بسيار عظيم و درههاى بيشمار مشتمل بر نيستان و چشمه سار و اشجار ، اين چهار كوه در سمت شمال قريهء قه واقع هستند كه آن طرف آنها رودخانهء همزر است . و اما كوههاى جنوبى آن قريه كوه خون احمد و كوه قبله ، و
--> ( 1 ) - بضم سين